ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

500

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بيروت را ديدار كرد . چون به بيروت رسيد بوهموند فرمانرواى انطاكيه و طرابلس و اعمال آن بيامد و نسبت به او اظهار فرمانبردارى كرد و بازگشت . صلاح الدين در بيست و پنجم شوال به دمشق بازگرديد . مردم از آمدن او مسرور شدند و دشمن ناتوان گرديد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . وفات صلاح الدين و حال پسرش و برادرش بعد از او چون صلاح الدين به دمشق رسيد به سبب شكستى كه در سپاه فرنگان افتاده بود و به سبب پيمان صلح با آنها خاطرش از آن بابت آسوده شد و قدرى بياسود . سپس بار ديگر عزم جنگ كرد و با پسرش الافضل و برادرش العادل به مشاورت پرداخت كه لشكر به كدام سو كشد الملك العادل اشارت به خلاط كرد زيرا او را وعده داده بود كه اگر خلاط را بگيرد آن را به وى اقطاع خواهد داد . پسرش الافضل اشارت به بلاد روم يعنى متصرفات خاندان قلج ارسلان نمود ، زيرا تصرف آن آسان مىنمود . از سوى ديگر بر سر راه فرنگانى بودند كه مىخواستند به شام تعرض كنند . صلاح الدين برادر خود العادل را گفت : تو با يكى از فرزندان من و پاره‌اى سپاه به خلاط رو . من نيز به بلاد روم مىروم . چون از كار آنجا بپرداختم به شما مىپيوندم ، آنگاه همه به آذربايجان و سپس به بلاد عجم مىرويم . صلاح الدين برادر را اجازت داد كه به كرك رود - كرك اقطاع او بود - تا نيروى خويش بسيج كند و به خلاط رود . چون الملك العادل به كرك رفت ، صلاح الدين بيمار شد و در ماه صفر سال 589 پس از بيست و پنج سال كه از تصرف مصر به دست او گذشته بود ، وفات كرد . رحمة اللّه تعالى . پسرش الملك الافضل نور الدين على با او در دمشق بود و همهء لشكر نزد او بود . الافضل دمشق و ساحل و بعلبك و صرخد و بصرى و بانياس و هونين [ ( 1 ) ] و همهء اعمال داروم را تصرف كرد . پسر ديگرش الملك العزيز عثمان در مصر بود . او نيز بر مصر چيره شد . پسر سومش الملك الظاهر غازى فرمانرواى حلب بود . او نيز بر حلب و اعمال آن چون حارم و تل باشر و عزاز و برزيه و درب ساك و غير آن غلبه يافت . محمود بن تقى الدين عمر در حماة بود . او به اطاعت الملك الظاهر غازى درآمد و همراه او شد . شيركوه بن محمد بن شيركوه نيز در حمص بود . او نيز اطاعت الملك الظاهر را پذيرا شد . علاوه بر حماة سلميه و معره و منبج از آن محمد بن تقى الدين بود و علاوه بر حمص رحبه و تدمر از آن شيركوه بن محمد بن شيركوه . بهرامشاه بن فرخشاه بن شاهنشاه ملقب به الامجد در بعلبك بود و الظافرين

--> [ ( 1 ) ] متن : شوش .